+0 به یه ن
در حوادث شوم و شرم آور و دردناک دی ماه ۱۴۰۴، آن قدر جنایت و کشتار به وقوع پیوست که خرابکاری ها و ویرانی ها در سایه آن پنهان ماند. اما من می خواهم روی یکی از آنها انگشت بگذارم چرا که به بحث مبارزه با فساد مربوط هست. در شهرهای مختلف ساختمان های شهرداری ها را آتش زدند. در برخی از موارد این ساختمان ها از لحاظ معماری درخور ارزش بودند. حتی اگر ساختمان معمولی ای هم بودند باز هم حیف شد که سوختند. جزو سرمایه عمومی کشور بودند. به علاوه هر آتش سوزی و انفجاری به محیط زیست ضرر می زند.
می دانیم که نهاد شهرداری در کشورما خود به لحاظ مالی جزو فاسدترین نهادهاست. میزان فساد مالی در نهادهای شهرداری چنان زیاد هست که روی نهادهای فسادزای دیگر را هم سفید کرده. میزان فساد شهرداری های کلانشهرهای ایران چنان بالا هست که قبای «قانونی» (!!!)بر روی فسادی نظیر «تراکم فروشی» پوشانده، به طور «قانونی» چوب حراج بر حق شهروندان از فضا و هوا و بهداشت و ایمنی و حتی آفتاب خدا، زده اند. البته که «قانون» را داخل گیومه گذاشتم چرا که هر ضابطه ای که وضع می شود «قانون» نیست. «قانونی» که حق طبیعی شهروند از آفتاب را زایل می کند با روح «قانون» در تضاد هست! صدالبته در نهادهای شهرداری کارمندان درستکار بسیاری مشغول به کارند اما سیستم و ساختار شهرداری ها را از همان ابتدا چنان ریخته اند که فسادزا شده اند.
البته که راه مبارزه با فساد شهرداری ها سوزاندن ساختمان آنها نیست. راه حل اصلاح ساختاری در شهرداری هاست. آن کسان هم که در دی ماه ۱۴۰۴ آتش بر ساختمان های شهرداری ها زدند دغدغه مبارزه با فساد نداشتند. کاملا برعکس! من از این و اون شنیدم که با خنده می گفتند «می دانید فلان شهرداری را کی آتش زد؟! بهمان پیمانکار بود که کلی در ساخت بهمان ساختمان خلافی شهرداری داشت؟ برای این که عوارض را پرداخت نکنه به نوچه هایش سپرد که شهرداری را آتش بزنند. این طوری مدارک سوخته و نمی توانند عوارض بگیرند!» احتمالا شهرداری ها کپی متمرکز از مدارک دارند و عوارض را طلب خواهند کرد. اما نکته ام این هست که مردم معمولی که نه سر پیاز بودند و نه ته پیاز، با لحن تقبیح این ماجرا را تعریف نمی کردند! بلکه با لحن این که این سازنده چه قدر زرنگ و با حال بوده تعریف می کردند!
داداش من! آبجی من! وقتی آن سازنده خلافی دارد یعنی یک گندی در شهر زده که مستقیم و غیر مستقیم ضررش به تو و بچه تو خواهد رسید. مثلا، ترافیک جلوی مجتمعی که بلندمرتبه تر از حد مجاز ساخته و پارکینگ هم برایش تعبیه نکرده، فردا تورا اسیر خواهد کرد! امروز این جوری با کثافت کاری هایش حال می کنی فردا که دود آتشی که سوزانده توی چشمت می رود حالت را می پرسم!
اشتراک و ارسال مطلب به: