نشریه ی همیاران بنیاد كودك

+0 به یه ن

در یادداشت قبلی ام بنیاد كودك را معرفی كردم. همان طور كه قبلا نوشتم بنیاد كودك در سراسر ایران شعبه دارد. با مراجعه به این سایت می توانید می توانید كودكی را انتخاب كنید و با ماهی 40 هزار تومان كمك كنید كه آموزش بهتری دریافت كند و آینده ی روشن تری داشته باشد.

بنیاد كودك نشریه ی داخلی ای به نام همیاران نیز دارد كه سالانه انتشار می یابد. در مورد شعبه ی تبریز در این شماره مطالبی هست.

همچنین گزارش های مفصلی هست از فعالیت های بنیاد در مناطق زلزله زده ی آذربایجان در سال گذشته.

همچنین در این شماره از نشریه همیاران مطلبی هست درباره ی یكی از مددجویان سابق شعبه ی اردبیل كه هم اكنون یك خانم وكیل جوان هست. كمك بنیاد كودك باعث شده او بتواند درسش را علی رغم فقر بخواند و به آرزویش كه همان وكیل شدن بود برسد. حالا در همان اردبیل دارد وكالت می كند. برای او و سایر اعضای خانواده ی بزرگ بنیاد كودك -اعم بر مددجو مددكار یا كفیل از سراسر دنیا- آرزوی موفقیت دارم.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

هویت زنانه

+0 به یه ن

 از اسفند ماه تا كنون من با عده ای داشتم بحثی در مورد هویت زنانه و هویت قومی و ملی می كردم. نظرات خودم را در ادامه ی مطلب می نویسم و خوشحال می شوم نظر شما را بشنوم به خصوص بیشتر نظراتم هنوز از جنس سئوال است و جواب قاطع برایش ندارم.  این وبلاگ از تبریز خواننده زیاد دارند. مطالب مطرح شده در ادامه ی مطلب دغدغه هایی است كه بیشتر در بین خرده فرهنگ خودمان مطرح می شود. امیدوارم به خصوص آقایان  آن را بخوانند ونظر دهند.

 با كلیك بر" آردینی اوخو" می توانید ادامه ی مطلب را ببینید.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل
آردینی اوخو

محمد به كمك نیاز دارد.

+0 به یه ن

بنیاد كودك موسسه ی  خیریه ی مردمی و قابل اعتماد هست كه در سراسر ایران شعبه دارد و ازكودكان مستعد ولی نیازمند حمایت می كند.  محمد یكی از مددجویان این بنیاد از شعبه ی تبریز هست. دوستم آنا در باره ی وی مطلبی نوشته كه می توانید اینجا بخوانید.

با ماهی 40 هزار تومان می توانید حامی یكی از این كودكان باشید. می توانید كودك مورد نظر خود را در این سایت بیابید و انتخاب كنید.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

طوطیان هند

+0 به یه ن

در ضیافت شام
(banquet)
همایشی كه در ژاپن برگزار شد با یك فیزیكپیشه نسبتا معروف هندی آشنا شدم. البته من این شخص را از قبل از روی مقالاتش می شناختم. رسم بر این است كه در ضیافت های شام افراد سر صحبت را با مسایل فرهنگی باز می كنند بعد به آرامی موضوع را به مقالات خود می رسانند وبه موضوعات جدی تر و حرفه ای تر می رسند. این روش ترفند كارسازی هم هست. بحث های گل بلبل معمولا بهتر یاد طرف می ماند ودر نتیجه كنجكاو می شود تا در مورد مقالات شما هم بیشتر بداند. من وقتی می خواهم باب صحبت را با هندی ها باز كنم از شعر و شاعری سخن می گویم. باآلمانی ها از حفاظت از محیط زیست و مخصوصا روش های صرفه جویی در مصرف انرژی می گویم و با ایتالیایی ها از تاریخ صحبت می كنم با فرانسوی ها از غذا و همین طور تا آخر.

بحث با این شخص را هم طبق معمول با نقل داستان "زین قند پارسی كه به بنگاله می رود " آغاز كردم و به موضوع كار حاضرم كه تولید نوترینوهای پر انرژی در ستارگان است كشاندم.


چند روزی پس از همایش همین شخص به من ایمیلی فرستاد و پس از تعارفات معمول اضافه كرد كه ترجمه اشعار حافظ به انگلیسی را خریده و دارد از خواندن آنها لذت می برد. بعد نوشته بود پس تو همانی بودی كه با فلان كسك و بهمان كسك مقاله داری. جواب دادم آری من همانم كه با این دو مقاله دارم اما علاوه بر این مقالات مقاله های دیگری هم دارم كه به همان اندازه بهشان افتخار می كنم. اما متاسفانه چون به اندازه آن دو مشهور نیستم مقالات دیگرم بعضا مورد توجه قرارنمی گیرند.

در جواب از من عذر خواست و گفت متاسفانه چون تعداد مقالات خیلی زیاد است نمی توان همه آنها را خواند. نوشته بود (و راست هم می گفت)معیار بیشتر افراد برای انتخاب مقالاتی كه می خوانند شهرت نویسندگان و یا آشنایی رودررو با نویسنده است! البته تاكید كرده بود این معیار لزوما معیار خوبی نیست. اما واقعیت همین است كه او گفت و من بازگو كردم. قدری تلخ است اما باید قبولش كرد.این نشان می دهد هنوز هم با وجود اینترنت و صدها وسیله ارتباطی دیگر ارتباط انسانی رودررو نقش كلیدی دارد. اگر ما بخوانیم سری در میان سرها بلند كنیم چاره ای نداریم جز این كه آداب حرفه ای چنین ارتباطات انسانی را بیاموزیم.

دوشنبه ۱۰ سپتامبر ۲۰۰۷

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

تلفظ لغات ساده انگلیسی

+0 به یه ن

ما معمولا دنبال چیزهای دشوار و پیچیده می رویم و از مسایل ساده غافل می مانیم. بعد هم درست از ضعف در همین چیزهای ساده ضربه می خوریم. این نكته در آموختن زبان انگلیسی مشهودتر است. من می توانم ادعا كنم كه دایره لغات انگلیسی ای كه به كار می برم از یك آمریكایی متوسط بسی فراخ تر است. با این حال در تلفظ لغات ساده و پیش پا افتاده هنوز مشكل دارم!مثلا بیش از یك بار برایم اتفاق افتاده كه در رستورانی
water
سفارش دهم و گارسون برایم یه چیز دیگه بیاورد!
نكته در اینجاست كه در زندگی روزمره و حتی در زندگی آكادمیك لغات ساده بیشتر استفاده می شوند.

در پایین چند لغت انگلیسی را كه عموم ایرانیان به طور سیستماتیك آنها را اشتباه تلفظ می كنند نام می برم.
می دانم تمام این لغات برای شما لغات ساده ای محسوب می شوند اما بهتر است بار دیگر به دیكشنری مراجعه كنید و تلفظ صحیح آنها را به خود یاد آوری كنید. بنا به مشاهده ای كه من كرده ام یكی از موانع اصلی در راه ارتباط بر قرار كردن در همایش های بین المللی تلفظ نا درست همین چند لغت ساده است:

low
لاء غلط است!

measure

poster

"او"
با آن غلظت فارسیش پس از "پ"غلط است.


develop

analyze
analysis

...

البته تلفظ های اشتباه ما به این چند كلمه ختم نمی شوند اما خوشبختانه بیشتر اشتباه های
ما با ایتالیایی ها و فرانسویان و همچنین اسپانیایی ها مشتركند. درنتیجه انگلیسی زبان ها كمابیش متوجه آنچه كه می گوییم می شوند. اما در این چند مورد اشتباه ها كاملا " ایرانی" هستند و كاملا نا آشنا به گوش دیگران و در نتیجه مایه دردسر و سر در گمی و احیانا كج فهمی

شنبه ۸ سپتامبر ۲۰۰۷

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

پوستر

+0 به یه ن

وقتی در اسلك برروی پایان نامه ام كار می كردم مایكل پسكین-نویسنده كتاب معروف نظریه میدان و همچنین رئیس بخش تئوری اسلك- استاد راهنمایم بود. یك بار می خواستم برای شركت در یك همایش به فرمی لب بروم و در آنجا پوستری ارائه دهم. قبل از تهیه پوستر مایكل نطق مفصلی در اهمیت پوستر و خصوصیات یك پوستر خوب برایم كرد. بعد از این كه من طرح اولیه پوستر را ریختم آن را به دقت مطالعه كرد و سفارش های مفیدی را برای بهتر شدن نحوه ارائه پوستربه من گوشزد كرد. بعد هم مرا با خود به بخش گرافیك اسلك برد و كلی سفارشم را كرد.
با وجود چنین پارتی كلفتی تكنیسین های آنجا برای تهیه پوسترم سنگ تمام گذاشتند.



مدت ها بود كه پوستر ارائه نكرده بودم تا این كه چند هفته پیش برای شركت در سمپوزیم
LP07
به كره رفتم.در این همایش حدودا 80 نفر پوستر ارائه كردند كه یكی از آنها من بودم.

دو جلسه دو ساعتی به پوستر ها اختصاص داده شده بود. ما در كنار پوستر هایمان ایستادیم و برای هر كدام از علاقمندان یك سمینار اختصاصی دادیم و به سئوال هایشان پاسخ گفتیم. پس از جلسه به شدت خسته شده بودیم امابه زحمتش می ارزید كلی بحث مفید در گرفت. ارائه پوستر اگر به نحو صحیح باشد از ارائه سمینار هم مفید ترواقع می شود.

سه‌شنبه ۴ سپتامبر ۲۰۰۷

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

شعبه ی دانشگاه آزاد در قطب جنوب

+0 به یه ن

قطب جنوب شاید تنها سرزمینی باشد كه تمام ساكنین آن به نوعی با پژوهش سروكار دارند. علاوه بر آنان كه بر روی پنگوئن ها و آب و هوای قطبی تحقیق می كنند عده ای فیزیك پیشه نیز  در این سرزمین زندگی می كنند كه عموما وابسته به پروژه آیس كیوب می باشند. آیس كیوب عبارت است از چندین رشته آشكارساز كه در عمق چند كیلومتری یخ ها جا سازی شده است. یخ ها نقش ملائی را بازی می كنند كه از آن تابش چرنكوف ساطع می شود.


سرمایه گذاران در این پروژه دانشگاه های اروپایی آمریكایی و ژاپنی هستند. شایعه سرما یه گذاری دانشگاه آزاد در آن گوشه از دنیا كذب است اما ای كاش واقعی می بود! ای كاش دانشگاه های غیر دولتی ما آنقدر پولدار بودند و در عین حال شوراهای تصمیم گیری آنها آن قدر وسعت دید داشتند كه در این گونه پروژه ها سرمایه گذاری می كردند!


فرض كنید این خیال به واقعیت بپیوندد و واقعا دانشگاه آزاددر چنین جایی چنین سرمایه گذاری ای بكند. گمان می كنم مردم كوچه -بازار عموما به این پروژه مباهات خواهند كرد. اما فكر می كنید عكس العمل دانشگاهیان ما چه خواهد بود؟

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

سلسله مراتب

+0 به یه ن

سلسله مراتب

تاهمین اواخر دو جریان فكری رقیب برای اداره مراكز
علمی و دانشگاهی در ایران رواج داشت. اولی كه ریشه های عمیق
در تاریخ و فرهنگ این مرز و بوم دارد همان تئوری دیكتاتوری محض است. رئیس دانشكده ویا پژوهشكده همه چیز را تحت كنترل خود می خواهد. از این كه چه مبلی را در كدام اتاق قرار دهند ویا این كه برای تولد منشی آیا همكاران می توانند دسته جمعی هدیه ای تهیه كنند تا تصمیم گیری های كلان برای گسترش موسسه و...

طبیعی است كه چنین سیستمی در موسسه ای كه همه اعضای آن دكتری دارند سالی چند بار به خارج می روند صاحب اندیشه هستندو مهمتر از همه این كه اگر اراده كنند در خارج از مملكت می توانند كار دایم داشته باشند كار نمی كند. نه رئیس می تواند به همه این مسایل به نحو احسن برسد و نه مرئوسانی كه خودرا صاحب اندیشه و نظر میدانند زیر بار می روند.هرچه این رئیس جوان تر باشد تنش هم بیشتر خواهد بود.

روش دوم بر مساوات كامل استوار است. ریشه این جریان فكری را در قرائتی سطحی از برخی ایدئولوژی هایی كه در دهه پنجاه و شصت هجری
در بین دانشگاهیان رواج داشت
می توان یا فت. علی رغم ظاهر شیك این طرز فكر در عمل این روش ناموفق تر از روش اول بوده. در روش اول اگر رئیس استاد مرئوس بوده باشد دانشجوی سابق معمولابه احترام استاد قدیم در برخی موارد كوتاه می آید. اما در روش دوم از همان ابتدا ناسازگاری ها رو می نمایند


واقعیت این است كه در جمع های آكادمیك افراد برابر نیستند. آن كه بیست سال در موضوع خاصی كار كرده با آن كه تازه وارد كار شده برابر نیست. همین طور آن كه برای گرفتن بودجه وقت صرف می كند با همكار دیگر كه تمام وقت خود را صرف تحقیق می كند به یك اندازه در تصمیم گیری صرف بودجه نمی توانند حق رای داشته باشند. اگر به هر دو به یك اندازه حق رای دهیم دیگر كسی این گونه وظایف و مسئولیت ها را تقبل نخواهد كرد.

خوشبختانه جامعه دانشگاهی ایران كم كم به این نتیجه می رسد كه باید هر دوی این روش ها را به كناری بگذارد
.
باید به روشی فكر كرد تا تقسیم وظایف و اختیارات به نحو معقولی انجام شده باشد. در تصمیم گیری ها نظر محققین منعكس شود اما در عین حال قدر و منزلت آن كسی كه با تلاش وی موسسه پا می گیرد ویا دوام می یابد در عمل شنا خته شود.

چنین روشی را مطمئمنا نمی توان از خارج وارد كرد. هر یك از دانشكاه های بنام دنیابه روش متفاوتی دست یافته اند كه ریشه در فرهنگ محلی آن ها دارد.

اگر عمری باشد در مورد نحوه اداره موسسات دیرپای اروپایی و آمریكایی به حد معلومات خودم خواهم نوشت. شما هم لطفا معلومات و نظرات خود را منعكس كنید
 
شنبه ۱۹ مهٔ ۲۰۰۷

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

بو فالو های آزمایشگاه فیزیك ذرات

+0 به یه ن

بیشتر فیزیكدانان جزو طرفداران پروپا قرص حفاظت از محیط زیست هستند. در شتابگر خطی استنفورد
خیلی از استادان من عضو تشكل های حفاظت از محیط زیست بودند. در محوطه این آزمایشگاه فیزیك انواع و اقسام حیوانات آزادانه زندگی می كنند.

برای مراعات حال این حیوانات
هم به طور مداوم توصیه ها و رهنمود هایی به كارمندان و محققان فرستاده می شوند كه خیلی جدی مورد توجه قرار می گیرند.

در آزمایشگاه های دیگر فیزیك ذرات هم وضع به همین منوال است. به طور مثال بوفالو های آزمایشگاه فرمی (آزمایشگاه عظیمی درنزدیكی شیكاگو)شهرت جهانی پیدا كرده اند.

پنجشنبه ۱۰ مهٔ ۲۰۰۷

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

آیا من حتما باید درمورد كتاب "خواندن لولیتا در تهران" صاحبنظر باشم؟

+0 به یه ن

در سالهای اخیر كتابخانه های غرب پرند از كتاب های جورواجور درباره ایران. همینطور بازار بحث های آزاد درباره ایران هم بین ایرانیان اهل مطالعه وهم بین خود غربی ها داغ داغ است. من هر وقت به كشورهای غربی می روم سعی می كنم از این گونه كتابها و بحث ها دوری كنم. چون باور دارم اگر خود را درگیر كنم فرصتی برای وسیع تر كردن افق های دیدم درباره جامعه
فیزیك نخواهد ماند. بیشتر علاقه دارم درباره تاریخ پیشرفت فیزیك در سی چهل سال اخیر بخوانم. ترجیح می دهم از سازوكار اداره موسسات و دانشگاه های باسابقه چون استنفورد هاروارد و غیره بدانم. برایم خیلی جا لب است بفهمم چه مكانیسمی باعث شده این موسسات علی رغم قدمت پویا بمانند و فسیل نشوند. می خواهم بفهمم چه آزمایش هایی آینده فیزیك در رشته های مورد علاقه من را رقم خواهند زد و چیز هایی از این دست. این گونه اطلاعات وقتی در ایران هستم به دردم می خورند تا آنچه كه می خواهم بسازم. به نظر من آن نوع دیگر بحث ها ازفرنگ برگشته ها تنها ماشین غرزنی
می سازد.
نظر شما چیست؟  

سه‌شنبه ۱۷ آوریل ۲۰۰۷

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل